1-6-2-سن………………………………………………………………………………………………………………………………..16
1-6-3-نژاد و قومیت………………………………………………………………………………………………………………….16
1-6-4-تاریخچه فردی………………………………………………………………………………………………………………..16
1-6-5-عوامل ژنتیکی…………………………………………………………………………………………………………………16
1-6-6-تاریخچه فردی سرطان تخمدان…………………………………………………………………………………………17

1-6-7-مصرف استروژن و پروژسترون………………………………………………………………………………………….17
1-6-8-درمان های هورمونی جایگزینی پس از یا ئسگی………………………………………………………………….17
1-7-پاتوفیزیولوژی سرطان پستان…………………………………………………………………………………………………18
1-8-تومور…………………………………………………………………………………………………………………………………18
1-8-1-تومور خوش خیم……………………………………………………………………………………………………………18
1-8-2-تومور بدخیم…………………………………………………………………………………………………………………..19
1-9-ماهیت ناهنجاری های پستان: ضایعات خوش خیم و بدخیم……………………………………………………..19
1-10- سرطان سینه اسپورادیک ( تک گیر) در مقابل نوع وراثتی ……………………………………………………..20
1-11-علائم و نشانه های سرطان پستان………………………………………………………………………………………..21
1-11-1-علائم ابتدایی………………………………………………………………………………………………………………..21
1-11-2-علائم دیرس ………………………………………………………………………………………………………………..21
1-11-3-علائم سیستمیک……………………………………………………………………………………………………………21
1-12-سطح ویتامین D خون بیمار………………………………………………………………………………………………..22
1-13-فیزیولوژی ویتامین D ……………………………………………………………………………………………22
1-14-مراحل سنتز ویتامین D………………………………………………………………………………………………………23
1-15-عملکرد اتوکرینی ویتامین D در هموستاز پستان…………………………………………………………………….26
1-16-ژن گیرنده ویتامینD یا VDR (Vitamin D receptor)…………………………………………………………..27
فصل دوم
ادبیات و مستندات? سابقه و پیشینه تحقیق………………………………………………………………………………………30
فصل سوم
مواد و روش ها…………………………………………………………………………………………………………………………..38
استخراج DNA ژنومی…………………………………………………………………………………………………………………40
تعیین غلظت DNA استخراج شده با روش اسپکتروفتومتری……………………………………………………………..42
بررسی جایگاه TaqI (T>C)…………………………………………………………………………………………………………43
روش های کنترل کیفی………………………………………………………………………………………………………………..44
فصل چهارم
تجزیه و تحلیل داده ها…………………………………………………………………………………………………………………46
یافته ها………………………………………………………………………………………………………………………………………47
نتایج بررسی ارتباط بیماری سرطان پستان با سطح ویتامین D خون افراد? سن? BMI و WHR………….. 47

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

نتایج بررسی ارتباط میان نسبت فامیلی پدر و مادر و بیماری……………………………………………………………..48
نتایج بررسی سابقه خانوادگی سرطان پستان در دو گروه بیمار و کنترل……………………………………………….48
نتایج بررسی بر روی جایگاه T>C TaqI ……………………………………………………………………………………….49
فصل پنجم
بحث و نتیجه گیری……………………………………………………………………………………………………………………..53
مشکلات………………………………………………………………………………………………………………………………….. 58
پیشنهادات…………………………………………………………………………………………………………………………………..58
منابع………………………………………………………………………………………………………………………………………… 59
فرم پرسشنامه طرح تحقیقات…………………………………………………………………………………………………………64
Abstract…………………………………………………………………………………………………………………….65
فهرست جدول ها
جدول 4-1-جدول متغیرها…………………………………………………………………………………………………………46
جدول 4-2-میانگین و انحراف معیار سن و مشخصات تن سنجی در دو گروه کنترل بیمار…………………..47
جدول4-3-تعداد و درصد زنان بیمار و کنترل برحسب نسبت فامیلی پدر و مادر…………………………………48
جدول 4-4-تعداد و درصد زنان بیمار و کنترل برحسب سابقه خانوادگی سرطان پستان……………………….48
جدول 4-5-درصد و فراوانی ژنوتیپ TaqI و مقدار chi-square و Odd Ratio و P آزمون…………………51
فهرست شکل ها
شکل 1-1-آناتومی پستان ……………………………………………………………………………………………………………10
شکل 1-2-ساختمان پستان نرمال………………………………………………………………………………………………….13
شکل1-3-کارسینوم داکتال درجا (DCIS)………………………………………………………………………………………14
شکل 1-4-کارسینوم لوبولار درجا (LCIS) ………………………………………………………………………….15
شکل1-5-بافت سرطانی در پستان ……………………………………………………………………………………………….20
شکل 1-6-نمایش بافت نرمال و بافت مبتلا……………………………………………………………………………………21
شکل 1-7-مراحل سنتز ویتامین D………………………………………………………………………………………………..23
شکل 1-8-نمایش طرح کلی از اثرات اندوکراین در مقابل اثرات اتوکراین ویتامین D………………………….25
شکل 1-9-نمایش طرح کلی از متابولیسم VitD در مقابل اثرات اتوکراین ویتامین D ………………………….27
شکل 1-10-ساختار و جایگاه شناخته شده از پلی مورفیسم ژن VDR ……………………………………………..29
شکل 4-1-باندهای 490 جفت بازی حاصل از PCR قطعه ژنومی…………………………………………………….49
شکل 4-2-عکس برداری توسط دستگاه ترانس لومیناتور و سیستم ژل داک……………………………………….50

چکیده
مقدمه: سرطان پستان شایع ترین سرطان در بین زنان است که هزینه‌های سنگینی را به بیمار و جامعه تحمیل می‌کند.بنابراین بررسی فاکتورهایی که ما را در پیش‌آگاهی و تشخیص کمک کند، بسیار ارزنده خواهد بود. از جمله این فاکتورها بررسی‌های ژنتیکی می‌باشد. وپژوهش های زیادی نشان داده اند که سطح ویتامینD رابطه معکوس با میزان ابتلا و پیشرفت بیماری دارد و از آنجا که گیرنده ویتامین Dیعنی VDR واسطه اثرات ضد سرطانی ویتامینD می‌باشد، لذا بررسی پلی‌مورفیسم‌ های ژن گیرنده می‌تواند کمک زیادی در شناسایی ارتباط میان این ژن و سرطان پستان بنماید.
مواد و روش کار: در این مطالعه اثر پلی‌مورفیسمTaqI ژن VDR در احتمال بروز بیماری در میان جمعیت زنان مازندرانی بررسی شده و همچنین سطح سرمی ویتامینD در این جمعیت اندازه‌گیری شد.در این مطالعه مورد – شاهدی دو گروه از زنان شامل گروه مبتلا به سرطان پستان و گروه سالم انتخاب شدند واز آنها دو نمونه شامل خون تام (جهت استخراج DNA) و سرم (برای اندازه‌گیری سطح ویتامینD ) تهیه شد. ابتدا سطح سرمی ویتامینD باروش کمی لومینسانس اندازه‌گیری شد و سپس قطعات ژنی مربوط به پلی‌مورفیسم TaqI بر روی ژن VDR با روش PCR تکثیر شد و ژنوتیپ آن ها تعیین گردید.
نتایج:میانگین سطح سرمی ویتامینD در افراد بیمار4814/1±412/13میکروگرم بر دسی لیتر و در افراد کنترل 8780/1±771/19میکروگرم بر دسی لیترتعیین شد وبین سطح سرمی ویتامینD با بیماری ارتباط معنا دار دیده شد (01/0=P).فراوانی الل های t وT در هر دو گروه تقریبا یکسان بوده است مقدار P برای الل Tو t 634/0 اندازه گیری شد . بررسی نسبت شانس نشان داد که احتمال ابتلا به سرطان پستان در افراد با ژنوتیپ tt تقریباً 18/1 برابر می‌باشد.
نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که ارتباط بین پلی‌مورفیسم TaqIبا بروز سرطان پستان معنی‌دار نیست ولی ارتباط کاهش سطح ویتامینD با افزایش احتمال ابتلا به این سرطان کاملاً معنی‌دار است.
کلید واژه :
سرطان پستان ، پلی‌مورفیسمTaqI ، ژن گیرنده ویتامینD (VDR) ، ویتامینD
فصل اول
کلیات
مقدمه:
سرطان پستان بیماری شایعی است که حدود10% کل انواع سرطان ها را در جمعیت زنان ومردان تشکیل می دهد و دومین سرطان شایع پس از سرطان ریه می باشدو22% انواع سرطان را دربین زنان شامل می شود ) آسوس و دلگادو1 ،2005; حمیدی و همکاران2،2003).
در حدود پنج تا ده درصد از سرطان ها به طور کامل ارثی هستند.سرطان را می توان باروش های متعددی ، از جمله حضور علائم خاص و آزمایش های غربالگری، یا تصویربرداری پزشکی تشخیص داد،هنگامی سرطان قابل تشخیص است که با بررسی میکروسکوپی از نمونه بافت تشخیص داده شود.سرطان معمولا با شیمی درمانی، پرتو درمانی و عمل جراحی درمان می شود .اماشانس زنده ماندن در این بیماری بسیار متفاوت است .نوع ، محل سرطان و میزان بیماری در شروع درمان مهم است.با وجود این سرطان می تواند افراد را در همه سنین تحت تاثیر قرار دهد ،اما خطر ابتلا به سرطان به طور کلی، با بالا رفتن سن افزایش می یابد.
در سال 2007 سرطان عامل مرگ ومیر13 درصد از بشربوده است و در سرتاسر جهان نرخ سرطان به خصوص درکشورهای در حال توسعه وابسته به سن و تغییر در شیوه زندگی جمعی روبه افزایش است (جمال و همکاران3،2011).
به دلیل فراگیربودن این بیمارى تحقیقات زیادى براى شناسایى علت ایجاد این بیمارى صورت گرفته است که براساس آنها از جمله عواملى که باایجادسرطان پستان می تواند مرتبط باشد عبارتست از:
افزایش سن، بروز اولین دوره قاعدگى قبل از 13 سالگی و یائسگى پس از 51 سالگی ،زادوولد و شیر دهی ،اشعه به قفسه سینه و یا صورت قبل از سن 30 سالگی،داشتن اضافه وزن، نوشیدن الکل، عدم ورزش، استعمال دخانیات ، نسبت قد به وزن (BMI)، استفاده از منابع خارجى استروژنى، سطح برخى هورمون هاى آندوژن،عوامل ژنتیکی، سابقه خانوادگى سرطان پستان وسابقه بیماری هاى خوش- خیم پستان را می توان نام برد. همچنین مصرف مواد غذایی گیاهی و حیوانی) خن و همکاران4،2010).
ویتامین D علاوه بر نقشش در هموستازی کلسیم و سلامتی استخوان به عنوان یک عامل ضدسرطانی نیز شناخته شده است.که در مقابله با بسیاری از سرطان ها از جمله سرطان پستان فعالانه عمل می کند ( شاو و همکاران5،2012).
?
ویتامین D اثرات ضدسرطانی خود را با واسطه گیرنده اش VDRو رونویسی از ژن های هدف (مانند BRCA1 ، P53 و غیره ) اعمال می کند( آنگ و همکاران1 ،2009).
بنابراین بررسی ویتامین D به عنوان یک عامل بالقوه موثر در کاهش ابتلا و نیز درمان سرطان پستان ضروری به نظر می رسد.
بیان مسأله:
سرطان پستان جزء ژنتیکی قوی دارد،بطوریکه خطر بروز سرطان پستان برای خانمی با یک ویا بیش از یک خویشاوند درجه یک مبتلا به این سرطان،به ترتیب سه و ده برابر می باشد(نوسبایوم و همکاران2 ،2001).
بر اساس رفرنس دیگری خطر بروز سرطان پستان برای زنان تا سن 80 سالگی نداشتن هیچ خویشاوند درجه یک مبتلا به این سرطان 8/7%و برای زنان بایک و یا دو خویشاوند درجه یک مبتلا ، به ترتیب 13%و 21%خواهدبود ( حمیدی و همکاران،2003).
تاثیر ویتامین D وگیرنده اش (VDR) بر عملکرد چرخه سلولی تا حدودی نشان داده که فرم فعال ویتامین D یعنی 1,25(OH)2 D3 تنظیم کننده بالقوه ای در کنترل رشد و تمایز سلولی می باشدو شواهد اخیر نشان می دهند که در مرگ سلولی،تهاجم توموری و رگ زایی نیز نقش بسزائی دارد، طوری که می توان گفت در تنظیم بروز و پیشرفت سرطان نقش دارد. مسیر کلاسیک سنتز 1,25(OH)2D3 شامل هیدروکسیلاسیون موقعیت های 1و 25 ویتامین D3 جذب شده از طریق روده و یا ساخته شده در پوست،به ترتیب به کبد و کلیه منتقل و تبدیل به فرم فعال D3 می شود.اما اخیراًً کنترل متابولیسم موضعی 1,25(OH)2D3در بافت ها توسط هیدروکسیلازهای بافتی به خصوص در آنزیم کاتابولیزه کننده اصلی یعنی24- هیدروکسیلاز مورد توجه قرارگرفته است.مسیر کلاسیک سیگنالینگ1,25(OH)2D3 باواسطه VDR که نوعی فاکتور نسخه برداری برای ژن های هدف 1,25(OH)2D3 است، صورت می گیرد.
اثرات این مسیر شامل مهار رشد سلولی و نیز مهار تهاجم توموری است . مسیر های سیگنالینگ سیتوپلاسمی که به طور روز افزونی در حال شناسایی هستند نیز احتمالا در کنترل رشد و تمایز سلولی نقش دارند،اما این مسیرها در مرگ سلولی نیز نقش دارند. 1,25(OH)2D3 دارای اثرات مهار کنندگی مهمی بر G1/S Checkpoint سیکل سلولی با افزایش بیان مهار کننده های کینازی وابسته به سایکلین های P27 و P21 و نیز با مهار سیکلین D1 است.?
ممکن است که موجب القا مرگ سلولی یا به طور غیر مستقیم از طریق اثر بر روی گیرنده رشد شبه انسولینی و فاکتور آلفای نکروز توموری و یا به طور مستقیم از طریق سیستم خانواده Bcl-2 ، مسیر سرآمید،گیرنده های مرگ(به عنوان مثال Fas ) و مسیر های پروتیین کینازی فعال شده توسط استرس(P38 و کیناز N ترمینال Jun) شود. اثر مهارکننده گی 1,25(OH)2D3 بر تهاجم و متاستاز توموری نشان داده شده و مکانیسم آن شامل مهار سرین پروتئیناز ها،متالو پروتئینازها و رگ زایی است. مدارک دال بر اثر ویتامین D3 بر سرطان شامل شواهدآزمایشگاهی مبنی بر تاثیر ویتامین D3 بر رشد سلولی،تمایز سلولی،مرگ سلولی،تهاجم ومتاستاز توموری، و نیز شواهد اپیدمیولوژیکی درارتباط با همبستگی بین وقوع و میزان پیشرفت سرطان با اختلال در متابولیسم ویتامین D3 و برخی از پلی مورفیسم های ژن VDR است.ضمنا آنالوگ هایی از ویتامین D3 به عنوان عوامل شیمی درمانی سرطان معرفی شده اند (داسو و همکاران1،2005 ;اوسبورن و هاچنسن2،2002). مطالعات نشان می دهند که 1,25(OH)2D3موجب مهار رشد سلولی و نیز القاء مرگ سلولی در سلول های سرطانی پستان هم در In vitro و هم در In vivo می شود( والرانس و ولش3 ،2004).
VDR درغدد پستان طبیعی بیان می شود، یعنی جایی که به عنوان عامل مهار تکثیر و القاء کننده تمایز سلولی عمل می کند و این نشان می دهد که 1,25(OH)2D3 در تنظیم مهار رشد سلول های اپی تلیال پستان نقش دارد(ولش و همکاران4 ،2003).
ضمناً میزان بیان ژن VDR یعنی سطح mRNA این ژن در سرطان پستان همانند سرطان های کولون و ریه کاهش و در سرطان تخمدان شدیداًً افزایش می یابد ( اندرسون و همکاران5،2005). ژن VDR با طولی بالغ بر Kb 75 درمنطقه کروموزوم14-12q12 قرار داشته ودارای پلی مورفیسم های مختلفی است که ارتباط برخی از آن ها با بعضی از بیماری ها بررسی شده است. پلی مورفیسم FokI که در سمت? 5 ژن VDR در اگزون 2 قرار دارد ، موجب کوتاهتر شدن محصول پروتئینی این ژن می شود BsmI و TaqI اثری بر محصول پروتئینی حاصل ندارند،زیرا جایگاه پلی مورفیک BsmI در اینترون 8 قرار دارد وجایگاه پلی مورفیک TaqI واقع در اگزون 9 به گونه ای است که هر دو الل آن همان اسید آمینه یعنی ایزولوسین را کد می کنند. ?مکانیسمی که از طریق آن این پلی مورفیسم ها ممکن است بر روی عملکردمحصول ژن VDR تاثیر بگذارند، مشخص نیست، اما احتمالا ازطریق تاثیر بر روی پایداری mRNA ، تنظیم فعالیت
نسخه برداری وکارایی ترجمه موجب تغییر عملکرد این ژن می شوند ( ماکیشیما و همکاران1،2002; گوی و همکاران2 ،2003; داردن و همکاران3،2003(.
تاکنون تحقیقات مختلفی در ارتباط با بررسی همبستگی بین پلی مورفیسم های مختلف ژن VDR با سرطان پستان در برخی جمعیت های انسانی انجام شده است.نتایج بدست آمده از این تحقیقات بسته به نوع جمعیت مورد مطالعه و نیز نوع جایگاه های پلی مورفیک بررسی شده متفاوت بوده، به طوری که برخی به وجود همبستگی و بعضی دیگر به عدم وجود همبستگی اشاره کرده اند. بنابراین انجام تحقیقات در جمعیت های دیگر از جمله جمعیت کشورمان برای نتیجه گیری هر چه صحیح تر در مورد همبستگی بین جایگاه های پلی مورفیک مختلف ژن VDR با سرطان پستان الزامی است.
هدف اصلی این پژوهش تعیین همبستگی بین الل‌ها و ژنوتیپ ‌های پلی‌مورفیسم TaqI ژن VDR با سرطان پستان و بررسی اثر کاهش سطح ویتامینD بر روی بروز این نوع سرطان می باشد.
ضرورت انجام تحقیق:
در این زمینه مطالعات و تحقیقات زیادی در نقاط مختلف دنیا و در میان جمعیت‌های مختلف قومی و نژادی انجام گرفته است و نتایج حاصله ضد و نقیض بوده بطوریکه نتایج قطعی تاکنون به دست نیامده است. با توجه به اهمیت موضوع و افزایش روز افزون شیوع بیماری و اختلاف نظر‌ها و خلاء ‌های تحقیقاتی که وجود دارد و نظر به اینکه نتایج تحقیق فواید احتمالی نظری و عملی زیادی در پیشگیری، تشخیص و حتی احتمالاً درمان آن خواهد داشت، ما را بر آن داشت که تحقیق حاضر را بر پایه تحقیقات گذشته در میان جمعیت زنان استان مازندران انجام دهیم، تا شاید نتایج حاصله ما را یک گام به اهداف مان نزدیک‌تر کند.
اهداف پژوهش:
اهداف اصلی:
-1تعیین همبستگی بین الل ها، ژنوتیپ ها و جایگاه پلی مورفیک ژن گیرنده ویتامین (VDR)D یعنی جایگاه هایTaqI با بروز سرطان پستان
-2بررسی اثر ویتامین D بر بروز سرطان پستان
?
اهداف فرعی :
1- تعیین فراوانی الل ها و ژ نو تایپ های مختلف پلی مورفیسم TaqI ژن گیرنده ویتامین D (VDR) درگروه بیماران وگروه کنترل
2- تعیین همبستگی بین الل ها و ژنوتا یپ های مختلف پلی مورفیسمTaqI ژن گیرنده ویتامین (VDR)D با سرطان پستان
3- بررسی ارتباط سرطان پستان با سطح سرمی ویتامین D
هدف کاربردی:
پیش بینی وپیش گیری ازسرطان پستان
فرضیات:
-1همبستگی بین الل ها ،ژنوتیپ هاو جایگاه TaqI ژن VDRبا سرطان پستان ارتباط معنا داری دارد.
-2کاهش سطح ویتامین D با بروز این سرطان ارتباط معناداری دارد.
تعریف واژه ها:
Exon : قسمتى ازژن که شامل توالی هاى کدکننده اسیدهاى آمینه مى باشد.
Intron : قسمتى ازژن که بین دو اگزون قرار می گیرد و فاقد توالی های کدکننده اسیدهای آمینه است.
Haplotype : دو یا چند جایگاه موجود برروی یک کروموزوم
Genotype : هویت ژنتیکی یک فرد، مجموع ژن های یک فرد ژنوتیپ او را تشکیل می دهد اما در اصطلاح اشاره به یک ژن یا جایگاه خاص دارد.
PCR( Polymerase chain reaction) : چرخه های تکرار شونده ای است که در آن به کمک پرایمرها و با کمک آنزیم پلیمراز ازروی یک DNA الگو، عمل همانند سازی انجام می گیرد.
Primer : مولکولی است که دو انتهای قطعه مورد نظر برای تکثیربا PCR را شناسایی کرده و به آن می چسبد.
Promoter : توالی در انتهای ?5 ژن که میزان بیان ژن را کنترل مى کند.
Polymorphism : چند شکلی، توالی هایی که از فردی به فرد دیگر متفاوتند.
Restriction enzyme :آنزیم محدود کننده، آنزیمی که برای برش DNA دو رشته ای در یک توالی خاص به کار می رود.
RFLP( Restriction Fragment Length Polymorphism ) : اختلاف بین اندازه قطعات DNA حاصل از برش توسط آنزیم های محدود کننده.
Homozygote : جانداری که ژنوتیپش براساس دو الل یکسان مشخص شود.
Heterozygote : جاندارى که حاوى دو الل مختلف در منطقه مربوطه به روى کروموزوم هاى مشابه باشد.
Cancer : سرطان/ هر تومور بدخیم یاخته ای
Mammography : پرتونگاری از غده پستانی
Necrosis : تغییرات مورفولوژیک دال بر مرگ سلول ها به علت تجزیه پیشرونده آنزیمی
Carcinoma : یک توده رشد یابنده جدید و بدخیم ، متشکل از یاخته های پوششی که گرایش به ارتشاح در بافت های پیرامون و فرستادن متاستاز دارند.
Neoplasm : تومور / رویش جدید و غیر طبیعی ، خصوصا آنهایی که تزاید سلولی بی رویه و پیشرونده دارند.
Menopause : یائسگی
Oncogen : تبدیل شده به تومور یا عامل تشکیل تومور
Biopsy : برداشتن و بررسی بافت بدست آمده از بدن یک موجود زنده
Malignantis : تومورهای بدخیم می تواند به حمله و نابود کردن بافت های مجاور و گسترش به سایر نقاط بدن است .
1-1- جنین شناسی پستان :
پستان در واقع یک غده عرقی فوق العاده تغییر شکل یافته است که از لایه اکتودرم منشا گرفته و سپس آلوئول ها و مجاری را تشکیل می دهد. بافت همبندی و عروقی پستان از مزانشیم مشتق می شود. در حدود هفته های پنجم وششم جنینی ،دو نوار شکمی (ventral ) از اکتودرم ضخیم شده بوجود می آیند. که در واقع همان ستیغ های پستانی یا خطوط شیری milk lines) ) می باشند.
در پستان از رده های مختلف پستانداران ،زوج های غدد پستانی در طول این دو ستیغ ، که از قاعده اندام فوقانی (از محل زیر بغل)تا حوالی اندام تحتانی ( ناحیه کشاله ران) امتداد می یابد ظاهر می شوند. درهنگام تولد ،پستان در هردو جنس مشابه بوده و تنها دارای مجاری شیری اصلی می باشند.
در جنس مونث، پستان تا هنگام بلوغ نارس می ماند. پس از آن در پاسخ به استروژن و پروژسترون مترشحه از تخمدان ها به سرعت شروع به رشد می کنند. این تحریکات هورمونی ، موجب پرولیفراسیون بافت غده ای و نیز بافت های پیوندی و چربی نگهدارنده پستان می شوند. بافت های غده ای تا زمان بارداری به تکامل نهائی خود نمی رسند. پس از زایمان مجاری داخلی لبولی به سرعت تکامل یافته و تشکیل جوانه هایی را می دهند که تبدیل به آلوئول خواهند شد (برانیکاردی و همکاران1،2009).
?
1-2- آناتومی پستان انسان:
پستان در داخل فاسیای سطحی جدار قفسه سینه قرار داشته .در زنان بالغ پستان از سه قسمت (پوست , بافت زیر جلدی و نسج پستان) تشکیل شده است.نسنج پستان ، خود شامل بافت های غددی و بافت زمینه ای (استروما) است.ربع فوقانی خارجی پستان نسبت به بقیه قسمت ها نسج بیشتری دارد. تفاوت های قابل ملاحظه ای در اندازه و شکل و تراکم نسج پستان بین افراد مختلف وجود دارد .پستان به دلیل داشتن غدد تولید کننده شیر و مجاری شیری عضوی فعال است که با تحریک هورمونی در طی دوران بارداری و شیر دهی بزرگتر شده و حجم و تراکم آن افزایش می یابد و با کاهش سطح هورمون در طی دوران یائسگی بصورت پهن و شل و آویزان در می آید.
غدد مولد شیر در پستان بصورت گروهی قرار دارند و به هر گروه یک لوب می گویند . هر پستان از 15 – 20 لوب بافت غده ای (ازنوع توبولو الوئر) تشکیل شده است . بافت همبندی فیبروز ، این لوب ها را به هم متصل کرده و بافت چربی نیز به صورت پراکنده در بین آنها وجود دارد. نیمه فوقانی پستان (خصوصا ربع فوقانی – خارجی آن) نسبت به قسمت های دیگر دارای بیشترین مقدار بافت غده ای می باشند.که هر لوب به صورت یک خوشه انگور دارای یک مجرای واحد به نام مجرای شیری (لاکتوفروس داکت) و تعداد زیادی لوبول است. . هرپستان شامل 6 تا 9 سیستم مجرایی مستقل است که ازنوک پستان (Nipple) تا ماهیچه پکتورال امتداد دارد.
مقدار بافت پستان به صورت ژنتیکی تعیین می شود. شیر در لوبول ها ساخته شده و از طریق مجاری به نوک پستان منتقل می شود.
بافت پستان از غدد پستان، بافت همبند، رگ های خونی، اعصاب، و عروق لنفاوی تشکیل شده است. غدد پستانی حاوی سلول های تولید کننده شیر است. این غدد هورمون وابسته به هورمون هستند.
همانطور که گفته شد هر لوب پستان به یک مجرای بزرگ ختم می شود که به طور مستقیم از هر لوب به نوک پستان می روند و شیر را از طریق منافذ نوک پستان به بیرون تخلیه می کنند.
استرومای پستان حاوی چربی – نسج همبند – عروق خونی – اعصاب و غدد لنفاتیک می باشد(زیمر من1 ،2004 ;برانیکاردی و همکاران ،2009).
?
شکل 1- 1: آناتومی پستان
1-3- فیزیولوژی ترشح شیر:
پرولاکتین و اُکسی‌توسین، هورمون های عمده ای هستند که در شیردهی نقش دارند و به ترتیب از بخش قدامی و خلفی هیپوفیز ترشح می‌شوند. نوک پستان با مکیدن، تحریک می‌شود و هیپوفیز در پاسخ به این تحریک، پرولاکتین ترشح می‌کند که با جریان خون به پستان رسیده و موجب تولید شیر می‌گردد. این وقایع از تحریک تا تولید شیر را رفلکس پرولاکتین یا تولید شیر (Milk Production Reflex) می نامند. با مکیدن، شیر بیشتری تولید می شود که عرضه و تقاضای شیر نام دارد. هر عاملی که موجب کاهش مکیدن شیرخوار گردد رفلکس پرولاکتین را مختل می کند. مثل تغذیه با بطری، استفاده از پستانک، مصرف داروهای مسکن و آرام بخش ها.
اکسی توسین با مکیدن شیرخوار و تحریک نوک پستان از هیپوفیز ترشح شده و با جریان خون به پستان می رسد. با منقبض نمودن سلول های اطراف آرئول ها شیر را به جریان می اندازد. این وقایع رفلکس اکسی توسین یا ترشح شیر(Milk Ejection Reflex) نامیده می شود. نشانه های فعال بودن رفلکس اکسی‌توسین عبارتند از: احساس فشار در پستان ها، جریان یافتن شیر از پستان هنگام فکر کردن به شیرخوار، خیس شدن پستان دیگر هنگام تغذیه شیرخوار، احساس درد رحمی، بلع منظم شیرخوار و دیدن شیر در گوشه دهان او. بدیهی است که احساس درد، ترس، تردید و نگرانی و نداشتن اعتماد به نفس در توانایی خود در شیردهی، رفلکس اکسی‌توسین را مهار می‌کند. در عوض احساسات خوب مادر مثل اعتماد به نفس، فکر کردن به شیرخوار و شنیدن صدای او این رفلکس را تحریک می‌کند.سومین رفلکس مهم که در خود پستان وجود دارد تأثیر تخلیه پستان است. اگر پستان، پُر باقی بماند، حتی با وجود رفلکس های پرولاکتین و اکسی‌توسین نیز تولید شیر متوقف خواهد شد. مکیدن شیرخوار هر سه رفلکس را تحت کنترل دارد.در روزهای اول بعد از زایمان، پستان ها خالی و نرم به نظر می‌رسند و فقط مقدار کمی کلستروم (آغوز) ترشح می‌کنند. سپس پر و سفت تر شده و به اصطلاح شیر جریان می‌یابد (Come-in). پس از چند روز مجدداً پستان ها خالی تر و نرم تر به نظر می‌رسند. طبیعی بودن این حالات را باید به مادران گوشزد کرد و نگرانی آنها را برطرف نمود ( هارفوچ1،1993 ;هولدن و مک دونالد2،2000).
?
1-4- سرطان چیست:
سرطان اساسا یک بیماری مربوط به نارسایی تنظیم رشد سلول و بافت است. در نتیجه یک سلول عادی تبدیل به سلول های سرطان، ژن هایی که در تنظیم رشد و تمایز سلول باید تغییر می یابد. و باعث می شودکه سرطان در هراندام یا بافتی ایجاد شود،مانند ریه،روده بزرگ، سینه،پوست، استخوان، یاعصب، بافت
(کروس1،2008).
سرطان ها زمانی بروز می کنند که اشتباهاتی (جهش هایی ) درهمانندسازی DNA رخ دهد. برخی ازاین اشتباهات برای سلول کشنده هستند و مسیرآپوپتوز رافعال میکنند. باوجود این اغلب جهش ها کشنده نیستند. اگرسلول هایی که دچار جهش های متعددی شده اند، به طرز نامناسبی شروع به تقسیم شدن کنند، سلول های حاصل تجمع پیدا کرده و ممکن است توده ای را تشکیل دهند که این می تواند آغاز پیدایش یک تومور باشد (زیمرمن،2004).
1-5- سرطان پستان:
سرطان پستان یک بیماری مشترک بامفاهیم عمده بهداشت عمومی است.درمطالعات مختلف مشاهده شده است که مصرف ویتامینD و بالابودن غلظت سرم ازمتابولیت های ویتامین D با کاهش خطرابتلا به سرطان پستان همراه است.
سرطان پستان شایع ترین سرطان در انگلستان است. دربریتانیا در هر سال در حدود48000 زن مبتلا به سرطان پستان است .(هشت نفر از 10نفر)بیش از 50 سال هستند، امادر موارد نادر،در زنان جوان و مردان، نیز سرطان پستان رخ می دهد ( برتون -جانسون و همکاران2 ،2005 ;شاین وهمکاران3،2002).
سرطان سینه ،رشد مهار نشده ی سلول های غیر طبیعی است که در نواحی مختلف سینه ایجاد می شوداین اتفاق ممکن است در بافت های مختلف مانند مجاری ای که شیر را انتقال می دهند،در بافت تولید کننده ی شیر و در بافت غیر غددی رخ می دهد.
رایج‌ترین نوع سرطان پستان سرطانی است که در سلول های اپی‌تلیالی آغاز می‌شود، به این نوع سرطان سلول های اپی تلیالی، کارسینوما گفته می شود در حدود 85% از سرطان‌های پستان از سلول‌های مجاری آغاز می‌شود (سرطان‌ مجرایی). 15% باقی‌مانده در سلول‌های پوشاننده لوبول‌ها آغاز می‌شود.
?
?
پستان‌ها همچنین دارای رگ های خونی و لنفی هستند. اکثر رگ‌های لنفی در پستان به گره‌های لنفی زیر بغل منتهی می‌شوند. گاهی نیز به غدد لنفی ناحیه تر‌قوه‌ای یا سوپرا و گره‌های لنفی درونی پستان منتهی می‌شوند. سلول‌های سرطانی ممکن است وارد رگ‌های لنفی شده و به گره‌های لنفی منتشر شوند. بافت زیرین پستان در ماهیچه‌های دیواره قفسه سینه بین دو فاسیا (Fascia: یک لایه از بافت همبند) قرار دارد. دو لایه از رباط‌های معلق به فاسیا متصل می‌شوند و از آن حفاظت می‌کنند(شکل1-2). همچنان که این رباط‌ها بر اثر افزایش سن یا چاقی متسع می‌شوند پستان ثبات و استحکام خود را از دست می‌دهد
(نویل1،1999; رامسی وهمکاران2،2005).
شکل 1-2: ساختمان پستان نرمال
مجرا=A ، لوبها=B ، بخش میانی مجرای شیری=C ، نیپل=D ، چربی=E ، ماهیچه پکتورال=F ، دیواره قفسه سینه=G.

?
1-5-1- 3 نوع از سرطان پستان که در محل وجود دارد:
1-5-1-1- کارسینوم داکتال درجا (DSIS): یک بیماری غیر تهاجمی است. که در آآن سلول های غیرطبیعی در دیواره مجرای پستان است. سلول های غیرطبیعی در خارج از مجرای به بافت های دیگر در پستان گسترش می یابد. در برخی موارد ، DSIS ممکن است به گسترش سرطان مهاجم به سایر بافت ها است(متاستاز).
شکل 1- 3 :کارسینوم داکتال درجا (DCIS)، سلول های غیر طبیعی دردیواره مجرای پستان یافت می شود.
1-5-1-2- کارسینوم لوبولار درجا (LCIS) : یک بیماری است که در آن سلول های غیر طبیعی در لوبول پستان یافت شده است . این بیماری به ندرت به سرطان مهاجم تبدیل می شود. با این حال داشتن LCIS در یک پستان خطر ابتلا به سرطان سینه در هردو سینه را افزایش می دهد.
شکل 1-4 : کارسینوم لوبولار درجا (LCIS) سلول های غیر طبیعی در لوبول پستان
1-5-1-3- بیماری پاژه نوک پستان : یک بیماری است که در آن سلول های غیر طبیعی فقط در نوک پستان است(زیمرمن، 2004).
خطرات تهدیدکننده:
1-سطح کم ویتامین : D تحقیقات نشان می دهد که زنان با سطح پایین ویتامینD در معرض خطر بالاتری از سرطان پستان می باشند. ویتامین Dممکن است نقش مهمی در کنترل رشد سلول پستان نرمال بازی می کند و ممکن است قادر به متوقف کردن رشد سلول های سرطانی پستان شود.
2-قرار گرفتن در معرض نور در شب : زنانی که در شیفت شب کار می کنند پزشکان و پرستارها و… در معرض خطر بالاتری از ابتلا به سرطان پستان نسبت به زنانی که در طول روز کار می کنند . تحقیقات دیگر
نشان می دهد زنانی که در مناطقی با سطح بالایی از نور خارجی در شب زندگی می کنند در معرض خطر بالاتری از سرطان پستان می باشند.
3-خوردن مواد غذایی ناسالم
4-قرار گرفتن در معرض مواد شیمیایی در لوازم آرایشی
5-قرار گرفتن در معرض مواد شیمیایی برای چمن و باغ
6-قرار گرفتن در معرض مواد شیمیایی در پلاستیک
7- قرار گرفتن در معرض مواد شیمیایی موجود در کرم های ضدآفتاب
8- قرار گرفتن در معرض مواد شیمیایی موجود در آب
همچنین مصرف مواد غذائى گیاهی و حیوانی و تماس کافى با نورخورشید موجب سنتز مقادیر کافى ویتامین D میشودکه ممکن است نقش بسیار مهمى درکاهش ابتلا به این بیمارى داشته باشد. براساس
مطالعات صورت گرفته درایالات متحده شیوع سرطان پستان درنواحى شمالى نسبت به نواحى جنوبى که شدت نور بیشتراست بالاتر می باشد.اگر چه این بیماری در زنان بسیار شایع تر است اما در مردان نیز روی می دهد .
1-6- عوامل زیر ممکن است خطر ابتلا زنان به سرطان پستان را افزایش دهد :
1-6-1- تنها بودن زن : بزرگترین عامل خطر برای ابتلا به سرطان پستان است . حدود 190000 مورد جدید از سرطان پستان و60000 مورد سرطان پستان غیر تهاجمی این سال در زنان امریکایی وجود دارد .
1-6-2- سن : خطر ابتلا به سرطان با افزایش سن زنان بالا می رود بیشتر موارد سر طان ، در زنان بالای50 سال رخ می دهد .
1-6-3- نژاد و قومیت : اگر چه زنان سفید پوست کمی بیشتر در معرض ابتلا به سرطان پستان نسبت به امریکایی های افریقایی تبار و زنان آسیایی هستند ولی مرگ ومیر ناشی از سرطان پستان در زنان سیاه پوست بیشتر رخ می دهد. دلایل اختلاف بقا نامشخص است و احتمالا به فاکتورهای بیولوژیکی و اجتماعی اقتصادی مربوط می شوند.
1-6-4- تاریخچه فردی : زنانی که سرطان پستان در یک سینه دارند شانس ابتلا به سرطان پستان ثانویه در پستان متقابل، بین 1 تا 2% است .
1-6-5- عوامل ژنتیکی : حدود 5? تا 10?سرطان های پستان ارثی ایجاد می شود،توسط ژن غیر طبیعی ازپدر و مادربه فرزند منتقل می شود.اکثر موارد سرطان پستان با دو ‍ژن غیرطبیعیBRCA1 ژن سرطان پستان یک و BRCA2 ژن سرطان پستان دو به ارث برده است.
جهش ژن های 1 یا 2(BRCA1) یا (BRCA2) افزایش خطر ابتلا به سرطان پستان را منجر می گردند. برای شناسایی جهش ژن ها از آزمایش خون (آزمایش ژنتیکی ) استفاده می شود. این آزمایشات فقط برای افرادی که مشاوره ژنتیکی انجام داده اند توصیه می گردد. مردان خانواده ممکن است حامل ژن های جهش یافته باشند . سرطان پستان در اعضای مرد خانواده به طور مشخصی خطر وجود ژن سرطان پستان را افزایش می دهد . محققین تخمین زده اند که سرطان های پستان با منشاء ارثی، فقط 5 تا 10 درصد از تمام سرطان های پستان را تشکیل می دهد . به علاوه BRCA1 و BRCA2 ژن های دیگری نیز وجود دارند که کمتر در ابتلای سرطان پستان نقش دارند. اگر زنان متوجه جهش ژنی شوند می توانند خطر ابتلا به سرطان پستان و تخمدان را کاهش دهند .
1-6-6- تاریخچه فردی سرطان تخمدان : سوابق سرطان تخمدان خطر ابتلا به سرطان پستان را افزایش می‌دهد . ژن جهش یافته سرطان پستان مانند BRCA1 و BRCA2 به طور وسیعی خطر ابتلا به سرطان های پستان و تخمدان را افزایش می دهد.
1-6-7- مصرف استروژن و پروژسترون : استروژن و پروژسترون هورمون هایی هستند که درزنان رشد مشخصه های ثانویه جنسی (مانند رشد سینه) وبارداری را کنترل می کنند. تولید این دو هورمون در زمان یائسگی درزنان کاهش می یابد . مصرف طولانی مدت این هورمون ها، خطر ابتلا به سرطان پستان را افزایش می دهد.
زنانی که اولین قاعدگی آنان قبل از 11 یا 12 سالگی باشد و یا زنانی که یائسگی آنان بعد از 55 سالگی باشدبیشتردر معرض خطر ابتلا به سرطان پستان می باشند. زیرا سلول های پستان برای مدت طولانی تری درمعرض استروژن و پروژسترون قرار گرفته اند .
زنانی که اولین بارداری آنها بعد از سن 35 سالگی و یا زنانی که هرگز بارداری کامل تجربه نکرده اندخطر ابتلا به سرطان پستان در آنها بالاتر است . احتمالا بارداری، زنان را در مقابل سرطان پستان محافظت می کند.زیراسلول های پستانی درفاز نهایی بلوغ تکمیل می گردند. برداشتن تخمدان که منبعی برای تولید استروژن و پروژسترون است ، به طور واضحی خطر ابتلا به سرطان پستان را کاهش می دهد. این عمل جراحی برداشتن تخمدان نامیده می شود . بعضی از زنانی که به طور ارثی جهش ژنی دارند به منظور کاهش خطر ابتلا به سرطان تخمدان و پستان این عمل جراحی را انجام می دهند .
1-6-8- درمان های هورمونی جایگزین پس از یائسگی : مصرف اخیر (پنج سال گذشته ) و مصرف طولانی مدت (چندین سال یا بیشتر)هورمون پس از یائسگی، خطر ابتلا به سرطان پستان را افزایش می دهد . در حقیقت سرطان پستان با کاهش مصرف داروها کاهش یافته است?(بورس1،1994).
دانشمندان پس از مطالعه اثر فاکتورهای محیطی و تغذیه ای، عواملی مانند: مصرف غذاهای پرچرب، آب و هوای آلوده، آفت کش ها، پرتوتابی، الکل، استرس، داروهای ضد بارداری خوراکی، هورمون درمانی و حتی سقط جنین را از عوامل موثر در بروز سرطان پستان عنوان کردند (زیمرمن،2004).
1-7- پاتوفیزیولو‍‍‍ژی سرطان پستان :
سرطان پستان مانند سایر سرطان های دیگر ، نتیجه عوامل متعدد محیطی و ژنتیکی است. برخی از این عوامل عبارتند از:
1. ضایعات DNA مانند جهش های ژنتیکی است . که جهش می تواند منجر به سرطان پستان شود به طور تجربی قرار گرفتن در معرض استروژن در ارتباط است.
2. شکست از سیستم ایمنی، یک تئوری است که در آن سیستم ایمنی بدن حذف سلول های بدخیم در طول زندگی فرد است.
3. فاکتور رشد غیر طبیعی سیگنالینگ در تعامل بین سلول های استروما و سلول های اپی تلیال می تواند رشد سلول های بدخیم را تسهیل می کند.
4. نقص ارثی در ژن های ترمیم DNA ، مانند BRCA1 ، BRCA2 وTP53 .
در ایالات متحده، 10 تا 20 درصد از بیماران مبتلا به سرطان پستان و بیماران مبتلا به سرطان تخمدان یکی از بستگان درجه اول و یا دوم را با یکی از این بیماری ها است. جهش در هر دو ژن استعداد بزرگ، ژن استعداد ابتلا به سرطان پستان 1 (BRCA1) و ژن استعداد ابتلا به سرطان پستان 2 (BRCA2)، خطر سرطان پستان بین 60 -85 درصد و خطر سرطان تخمدان در بین 15 – 40 درصد بوده است. با این حال، جهش در این ژن تنها 2 تا 3 درصد از تمام سرطان های پستان را تشکیل می دهند (دانینگ وهمکاران1،1999).
1-8- تومور:
تومورها با توجه به نحوه رشد،نوع پراکندگی در بدن و شکل ظاهری به دو دسته خوش خیم و بدخیم تقسیم می شوند.


پاسخ دهید